پکیج همه‌کاره زیبایی طب جامع

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» تلنگر واقعی

تلنگر واقعی

همه چیز از یک آشنایی ساده شروع شد آشنایی که معلوم نیست تا ابد باقی بمونه یا تو نطفه خفه شه و ادامه ای نداشته باشه!


گاهی تو زندگی ما آدم ها اتفاقاتی میفته که توش میمونیم!؟ که چی شد ؟ چی شد که اینطوری شد؟؟ شاید خیلی وقته که دارم به این موضوع فکر میکنم من که فعال بودم اما الان هم کمی فعالم! من که کامپیوتر بلدم کمی فتوشاپ بلدم کمی نرم افزارهای مهندسی بلدم !!!! کمی از همه چیز بلدم ؟!!!

از کار کافینتی تا رنگ کردن خونه از پتینه کاری تا کارهای قضایی من چمه؟!! چی شدم ؟!!!


درسته کمی اما بلدم از همه چیز از همه کار از همه رشته ها کمی سر درمیارم از حقوق گرفته تا مالیات !!! از وکالت گرفته تا منشی گری من بلدم خوبم بلدم اما متخصص نیستم فقط بلدم!؟


چند روز پیش دقیقا 24 اردیبهشت ماه سال 1405 ساعت 11 روز پنج شنبه با شخصی آشنا شدم دارای یک ماشین لوکس یه خونه توپ تو بهترین منطقه تهران !؟ یه گوشی چند صد میلیونی تو دستش فقط 6 ماه بزرگتر از من!!!

من هم یک مانتو و شلوار معمولی یه عینک غیر اصلی که خراب شده بود اما چون اون یکی عینکم رو پیدا نکردم مجبور بودم با همون برم (آخه چشمام به نور حساسه) رفت و آمد با خط 11 یا مترو!!!

چه تفاوتی بین من و اون وجود داشت چی باعث شده بود که اون بتونه چنین زندگی برای خودش فراهم کنه اما من نه؟

تفاوت هایی که داشتیم زیاد نبود جنسیت اون با من فرق داشت و 6 ماهی از من بزرگتر بود سطح تحصیلاتش از من کمتر بود و کم رو و خجالتی تر بود!

اما یک نکته خیلی مهم تو کلیت وجودش بود اونم این بود که یک هدف رو دنبال کرده بود فقط و فقط یک هدف و مثل من تو همه زمینه ها آشنایی و علم نداشت اما تو یک زمینه کاری خودش خوب خودشو نشون داده بود و همین باعث شده بود که انقدر موفق بشه


حالا فهمیدم مشکل من چی ؟! هرچند از اول هم اینو میدونستم اما نمیدونم حالا باید چطوری درستش کنم؟!!!؟ چیکار کنم من ؟!!! چطوری زندگی ام رو تغییر بدم چطور میتونم فقط یک هدف رو دنبال کنم من چی دوست دارم؛ و دوست دارم به کجا برسم چرا انقدر سردرگم و کلافم ؟!


چرا ذهنم و فکرم انقدری درگیر شده که تو کل وجودم احساس خلاء میکنم چیکار کنم؟ چطور منم به موفقیتی که اون رسیده برسه ؟

تلنگر اینجایی شکل گرفت که تو یک دهه بودیم! درسته تو یک دهه اونم مثل من تو همون زمانی که من داشتم زندگی میکردم و رشد میکردم رشد کرده فقط 6 ماه جلوتر از من تو دنیا قدم گذاشته وقتی 10 سالی از من جلوتر بود حالا اغراق نکنم اگر هدفم رو پیدا کنم و واقعی فقط برای رسیدن به اون همیشه قدم بردارم نه اینکه یه روز بدو بدو سمتش برم و یک ماهی بشینیم 4 سالی از من جلوتر بود اما اگر با همین شیوه بخوام برم سمتش اون 30 سالی از من جلوتره!


انقدری فکرم درگیره که دوست دارم هر کدوم از شماهایی که این متن رو میخونید کمکم کنید بهم بگید من مشکلم چی ؟

جالبه خودمم میدونم مشکلم چی هست اما نمیتونم رفع اش کنم و موندم هاج و واج !



قالب های خاص سنگ مصنوعی
نظرات
arrow یک دوست
شاید گاهی باید رها کنی فقط برای یک مدت کوتاه رها کنی و به چیزی فکری نکنی شاید راه اصلی خودش رو بهت نشون بده
پاسخ ادمین
ممنون نمیدونم شاید همون چون فکر میکنم عقبم به همه چیز چنگ میزنم
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  ایکس بادی تهرانپارس   |   مجله آشپزی   |   مشاور ایرانی در لندن   |   خرید آنتی ویروس   |   وکیل حقوقی   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   خرید گونی   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   خرید کتراک   |   بلاگسازان   |   لیبل رایگان   |   فروش تجهیزات ویپ   |   آزمون نظام مهندسی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


✕ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ مشاهده